جایی میان جاده و موسیقی

11 روز پیش - خواندن 2 دقیقه

تقویم ها گفتند | روز جهانی موسیقی کانتری | آرمین کوچکی‌پور

اگر قرار باشد موسیقی کانتری را فقط با یک تصویر به یاد بیاوریم، احتمالاً یک جادهٔ طولانی انتخاب بدی نیست؛ جاده‌ای که از کنار شهرهای کوچک می‌گذرد. رادیو روشن است و صدای گیتار جایی میان صدای موتور و باد شنیده می‌شود. شاید برای همین هم باشد که کانتری حتی وقتی دربارهٔ اتفاق خیلی مهمی حرف نمی‌زند، باز حس می‌کنیم دارد قصه‌ای تعریف می‌کند.

۱۷سپتامبر، روز جهانی موسیقی کانتری، بهانهٔ خوبی است برای سرزدن به سبکی که احتمالاً خیلی‌هایمان اسمش را بارها شنیده‌ایم؛ اما کمتر پیش آمده واقعاً پای شنیدنش بنشینیم.

ریشه‌های کانتری را باید در موسیقی محلی جنوب و مناطق روستایی آمریکا پیدا کرد؛ جایی که سنت‌های موسیقایی مختلف، از ترانه‌های فولک مهاجران اروپایی تا تأثیر موسیقی سیاه‌پوستان آمریکا، به‌مرور کنار هم قرار گرفتند. گیتار «بانجو» و «فیدل»، از صداهای آشنای این موسیقی شدند و روایت‌کردن هم تقریباً همیشه در مرکز آن باقی ماند؛ ترانه‌هایی دربارهٔ عشق و جدایی، خانه و خانواده، کار، سفر و چیزهای معمولی زندگی.

احتمالاً همین معمولی‌بودن یکی از بهترین راه‌ها برای فهمیدن کانتری باشد. قرار نیست همیشه اتفاق عجیبی در ترانه بیفتد؛ گاهی تمام ماجرا دربارهٔ برگشتن به خانه است، گاهی دربارهٔ کسی که دیگر نیست و گاهی فقط دربارهٔ یک عصر معمولی. خواننده بیشتر شبیه کسی است که روبه‌رویت نشسته و خاطره‌ای تعریف می‌کند تا کسی که می‌خواهد با صدایش تحت‌تأثیرت قرار دهد.

البته کانتری مدت‌هاست که فقط موسیقی جاده‌ها و شهرهای کوچک آمریکا نیست و در طول دهه‌ها تغییر کرده؛ مانند دیگر سبک‌ها با راک و پاپ ترکیب شده و شکل‌های تازه‌ای پیدا کرده است. از «جانی کش» و «دالی پارتن» تا نسل‌های جدیدتر، هر دوره چیزی به آن اضافه کرده. بااین‌حال ماهیت اصلی آن، یعنی علاقهٔ قدیمی به قصه‌گفتن، هنوز در بسیاری از ترانه‌های کانتری شنیده می‌شود.

به نظرم جذابیت کانتری هم دقیقاً همین‌جا است؛ در اینکه برای قصه‌گفتن دنبال لحظه‌های بزرگ نمی‌گردد، از همان چیزهایی حرف می‌زند که ممکن است هر روز از کنارشان عبور کنیم. خانه‌ای که چراغش هنوز روشن است، شهری که سال‌هاست ندیده‌ایم، آدمی که زمانی کنارمان بوده یا جاده‌ای که نمی‌دانیم در انتهایش چه چیزی منتظر ماست.

کانتری به این لحظه‌های کوچک فرصت می‌دهد کمی بیشتر بمانند؛ آن‌ها را به ترانه تبدیل می‌کند تا چیزی که شاید در زندگی فقط چند ثانیه طول کشیده، برای چند دقیقه دوباره زنده شود و به همین دلیل است که برای شنیدن این موسیقی لازم نیست حتماً آن جاده‌ها را دیده باشیم یا آن شهرها را بشناسیم.

کافی است یک بار دلتنگ جایی شده باشیم، کافی است کسی را از دست داده باشیم، کافی است خاطره‌ای داشته باشیم که هنوز گاهی بی‌خبر برمی‌گردد؛ آن‌وقت شاید قصه‌ای که از جایی بسیار دور آمده، ناگهان چندان دور به نظر نرسد.

و شاید تصویر موسیقی کانتری در نهایت همان جاده‌ای باشد که از ابتدا درباره‌اش حرف زدیم؛ جاده‌ای طولانی با مقصدی نامعلوم و قصه‌هایی که یکی‌یکی در طول مسیر شنیده می‌شوند. بعضی از آن‌ها فراموش می‌شوند و بعضی دیگر مدت‌ها بعد از تمام‌شدن موسیقی، هنوز با ما در راه می‌مانند.

0
کــارمـا :
43
نشریۀ دانشجویی دردانشکده، نشریۀ دانشکدۀ مهندسی شیمی و نفت دانشگاه صنعتی شریف
بفرست

مشاهده نظرات بیشتر...
dardaneshkadeh